واکسن دو ماهگی
تو پست آخر گفتم که باید صبحش آرشو برای واکسن ببرم.اون شب آرش تا ساعت چهار نخوابید.قبل از ساعت هشتم بیدار شدم.در کل چهار ساعتم نخوابیدم. همسری زنگ زد درمانگاه گفتن ساعت ده به بعد برای واکسن بیارینش.چون همسری سر کار بود با بابام رفتم. اول قد و وزنو انجام دادم.ماشالا آرشم شده شیش کیلو.قدشم فکر کنم گفت شصت و سه.آخه همش حواسم به این بود که درست اندازه بگیره متوجه نشدم چی گفت.دفعه قبل اشتباه اندازه گرفته بود. تنها بودم سختم بود.جای پارک نبود بابام موند تو ماشین. آرش خواب بود.گفت بیدارش کن.هر کاری کردم بیدار نشد.تو خواب و بیداری بود که بهش قطره داد. گفت دو پاهاشو سفت بگیر.منم استرس داشتم.اولیو که زد داد و گریه آرش بل...
نویسنده :
مامان
1:31






